عکس نوشته غمگین

ممکنه یه وقتایی یه غمی توی دل داشته باشید که بخواید با عکس نوشته غمگین اونو به اشتراک بذارید.

 استوری کده احساسی ترین عکسا رو برای استوری اینستا یا پروفایل واتساپ شما عزیزان آماده کرده است.

کم کم دارم
به این نتیجه میرسم هر کی احساس نداره برنده ست

 

بچـه که بودم فکـرمیکردم فقـط زنبـورها نیش میزننـد

بـــزرگ شدم یـاد گرفتـم

نــه آدم ها هم نیـــش میزننـد هر چقـدر عزیزتر نیششــان ســمی تـر

 

Be patient…

Some you have to go through the worst to get to the best

صبور باش…

گاهی باید بدترینا سرت بیاد تا به بهترینا برسی

سکسکه ام گرفته بود . . .
گفتم مرا بترسان . . . !
دستانم را رها کرد . . .
نفسم بند امد . .

 

اونقد با دلم بازی کردی که دل و روده م به هم پیچید …
ببین ، حالا حالم ازت بهم میخوره

 

من ازین حالِ بی کسی سیرم

 

آدَما میرن دنبالِ لیاقتشون ؛
پَس بِذارین حق انتخاب رو بِه خودِشون بدیم!!!

 

به روزهايي رسيدم

كه ديگر

چند شنبه هايش مهم نيست

آدم ها

و روزهايش

همه جمعه شده اند …

همدردت بودم …
وقتی که …

دردهایت …
تمام شد رفتی …
و من ماندم …

با هزاران …
درد نگفته😔

 

خـیـلـے سـختـہ بـراش یـہ دنـیا
حــرف داشتـہ باشـی
ولـے خـودشـو نـداشـتـہ باشـے😔💔

 

خیلخی سـخـته وقــتی داری پـست عاشــقانه ميخوني💔

از خـیسی کلـیدای کیـبوردت بفـهمی💔

داری گــریـه میـکنی😔💔

 

ﮔـــــــــــــــﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕــــــﯿﺮﺩ…
ﻭﻗﺘـــــــــــﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ…
ﺁﻧﮑــــــــــــــــﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ..
ﻣﯿﻤﯿــــــــﺮﻡ..
“ناديده ام ميگيرد
و ﻣــــﻨَــﺖ ﺩﯾﮕَﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﮑِــــــﺸﺪ..

 

به که بسپارمت
ای دل که تورا نشکندت
💔
همه ی ترس من این است
که ویران بشوی💔

 

بی #تو
شبهای دلتنگی ام
تیر می کشد
شب
چقدر شب می ماند
وقتی #تو نیستی ….
هی شب می شود
شب می ماند.

 

کاش خیلی

اَز رابِطه ها

دَر حَد هَمون سَلام میموند…

خیلے سَختہ

تو شرایطے باشے ڪہ نبایَد گریہ کنے

ولے یهو بُغضِت بِتِرِڪه 🙂

 

به خاطر بسپار …
در دنیای آشفته‌ی دوست‌داشتن‌ها ،
و عاشق شدن‌ها ،
کمتر کسی‌ می‌‌داند که
ارزشِ یک رابطه ،
به عمق آن است نه به طولِ آن …

 

تو گلــــوم ب اندازه تمـــــــوم💔

سالـــــــهاے زندگــــــــیم💔

ے عالـــــــــمه💔

بغــــــــض جمع شده💔

لعنتـــــــے برگـــرد

 

من نه قدرتی دارم،
نه چیزی در بساط!
فقط یک جان برایم مانده
که آن را هم برای #تُ میدهم،
اما،
بمان…

 

دلتنگی یعنی.!
او باشد ،
اما برای #تُ نباشد

 

خواب بد ديده ام
اي كاش خدا خير كند
خواب ديدم كه #تُ رفتي
بدنم جان دارد…!

 

خبر از عصر دل آشوب
نداری #تُ مگر
که چنین در غم جانسوز
هلاکم کردی…

 

از تنهایـے بمیر…

ولـے سراغ ڪسـے ڪہ دوستت نداره

نرو تنها موندن بهتر از خورد شدنہ

ولے لعنت ب دلے ڪ حرف حساب حالیش نیس

 

زندگـی سخت نیسـت ٬
غم سخـتش میـکند… 😔
دلها تنـگ نیـست
انتظار تنگـش میـکند…💔
عشـق قشـنگ اسـت
دروغ زشـتش میکـند… 😭
دل هیچـڪس از سنگ نیسـت
روزگـــــار سنـگش میـکند…😔

 

بي حـس شـده ام از درد !
از بغــض !
فقط گاهـی
خـط ِ اشکی… میسـوزانـد صـورتـم را😔✌️

 

من دلم مےگیرد…
در جهانے کھ
صداے
قدمھاے #تُ نیست..

 

شاید یه
جا دیگھ دلت گیره
شاید نمیدونے که
دلتنگم
یعنےخبر دارے که
بعد از #تُ
با غصه هات یک
عمره میجنگم؟

 

‍ تو که رفتی #دل من
#تاب نیاورد شکست

#کمرم خم شد و از فرط
غم و #درد شکست

تو که #رفتی همه بر
زخم دلم #نیش زدند

#قامت سرو تنم
مثل #گل زرد شکست

 

امشب اندوه تو

بیش از همه شب

شد یارم…

 

دارم میمیـــــرم
از گـــــریــہ
یڪـــــم بـا مـن مـدارا ڪـــن…
دارم گـــــم میـــــشم از
دوریـــــت منـــــو یــــــــــڪ لحــــــــــظہ
پیـــــدا ڪـن

 

لعنت
به تمام صبح هایی
که
بیدار می شوم ؛
وَ #تُ
کنارم
نیستی..!

 

به شانه ام زدی

تا برگشتم

رفته بودی

بی انصاف به یاد آوردن تنهایی ام

شوخی قشنگی نبود…!!!

‌ ‍

#میگُفت :

#آتیش میزَنَم …

اونیکِه #جُدآمون کُنِه !

آتیش گِرِفتَم …

وَقتی #فَهمیدَم:

#خودِش وآسِه #جُدآییمون تَلآش میکَرد!😔

بعــد از رفتــنت

متــولد شـده ام ….

من!

زاده دردهاے بی انقـضاے تاریخــم …

 

ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮ ﻭﻗﺘﯽِ ﮐﻪ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﻫﯿﭻ ﺗﻼﺷﯽ ﺑﺮﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ 🙂

 

گله از دست کسی نیست
مقصر
دل دیوانه ماست…!

 

” ﺭﻓــــﯿـــــــــــــﻖ ”
ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ ﺭﺍﺳــــــــﺖ ﻣﯿﮕﻮﯾــﻢ!!
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿــــــــﺎﯼ ﭘــﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ؛
ﺗﻨﻬـــــــﺎ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﺧﯿﻠــــــــﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﮐﺴـــے ﺍﺳــــﺖ
ﮐﻪ
ﺑﺨﻮﺍﻫــﯽ ﺩﺍﺋــــــــﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﯾﺎﺩآﻭﺭﯼ کنے
ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷــــــــﺖ ﻧﮑﻨﺪ..!!

 

بازی قشنگی بود …

اما ما قشنگ بازی نکردیم ….

قبول کن که هردو باختیم ….

من که “همه” را به تو فروختم …
و تو که مرا به “هیـــــــــــــــــــچ “فروختی

 

°°°تو می دانی

حتی اگر کنارم نشسته باشی

باز هم دلتنگ توام

حالا ببین

نبودنت با من چه میکند°°°

 

دلتنگ‌ترین آدمِ اینجا هستم؛
دلخسته‌ترین، خسته‌ی دنیا هستم.

من هستم و
من هستم و
من هستم و من.

ای تنهایی!
چقدر تنها هستم..

 

امـــان از حرفـــهایـــے ڪہ از درد چاقـــو هم بــدترند

دلت را تـڪــہ تڪـہ میـــڪنند

و تو جوابــــے برایـــشان ندارے

هرچـــقد هــم اشڪ بریزے فایده اے ندارد

 

چنـان تنهـایِ تنهـایم
کـه حتّی نیستـم بـا خـود
نمی‌دانـم کـه عُمـری‌ را
چگونـه زیستـم بـا خـود

 

چنان دل بسته ام کردی…
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

 

جدا ماندن از …
کسے که …

دوستش دارے …
فرقی با مردن ندارد…

پس عمرے که…
بی تو مے گذرد…

مرگیست به نام زندگی…

 

بسلامتے اوناییڪہ خوابشون پریشونہ

و بہ جاے شب بخیر شنیدن

آهنگ غمگین گوش میدن و اونقدر

گریہ میڪنن تا خوابشون ببره

 

حالا من فریادهایم بی صداست …

مینویسم که بدانی

که بخوانی

تو بخوان

ازسکوتم تو بخوان …

 

دلم واسش تنگ شده
ولی هیچی نمیگم
پروفایلشو چک میکنمو
از درون میشکنم..

 

دلتنگےیعنےفاصله اےڪہ
باهیچ بهانه اےپُرنمےشود😔

 

تمام برڪَ هاے دفترم تمام شد
قلمم بہ پایان رسید

دستم سست شد
چہ سرمشقي دادے بہ مڹ…؟

هنوز هم مي نویسم :

” دڸ دادڹ خطاست”😔

 

برو
اما دلت را خوش نکن!
این لبخند
از جنس لبخند مهماندار ست
در لحظات زندگی سقوط..

 

بیدار شو،
من بدون دوست داشتنت،
صبحانه که هیچ،
صبح هم از گلویم پایین نمی رود.

 

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت

بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز

 

سیــنه ام یڪ دفتـــر تا خورده است

واژه هایــش خیـــس و سرد و مــرده است

من نمیگویـــم ولے انصــاف نیست

دوریــت گویے دلــم را بـــرده است

 

دیدی چه شد …؟!!!

دوباره حرف ِ تو در برکه ی کلام افتاد ؛

و دست و پای واژه ها به هم

پیچید …!!!

من چگونه تاب بیاورم ؛

که در تو غوطه ورم …؟!😔

 

این
“منی” که “من” می شناسم
مرد روز های بدون #تُ بودن نیست .

 

گاهی شعر
سراغم را می گیرد
گاهی #تُ
چه فرق می کند
هر دو ختم می شوید
به دلتنگی های من

 

من آه شدم
ابر شدم باریدم..
#تُ ولی
با خبر از حال بدم،
خندیدی…

 

من اگر نباشم
هيچ كجای اين جهان
هيچ اتفاقی نمی اُفتد
ولی اگر تو نباشی
وای اگر تو نباشی
من می ميرم …

 

چنان یک كودک گریه كردم؛
‏همان‌گونه خالى،
‏همان‌طور بى معنى و بى‌دليل.
‏زيرا كه من؛
‏خيلى به ناحق از تو دور هستم…!

 

خاطرات تو
از یاد من نمیره….

 

معـلــوم نیســـت ….

کـه چـــرا انســـان ….

همیشـــه عـاشـــقِ ….

کـــسى میشـــه ….

كـه لیــاقــــتِ ….

عشـقـش را نَـــداره …..!؟!؟

 

همہ اولش خوبن
همہ اولش دوستت دارن
همہ اولش واست وقت میزارن
ببین واسہ ڪے تا آخرش
مثل اولے..

 

بعضی‌وقتام فک‌ میکنم،شاید من واسه تنها بودن طراحی شدم :))

 

  این كه می گویم می روی

یعنی : می شود نروی ؟!

یعنی : حالا كه می روی زود برمیگردی ؟

 

حالا که باران میبارد

زمین خیس شده و بوی باران میپیچد در ریه هایم

حالا که سنگفرش ها پوشیده شده اند از برگ‌

حالا که عطر قهوه های کافه چی هوای این حوالی را پر کرده …

حیف است اگر نباشی، اگر برنگردی …

 

⇦سختـــــــــہ ↯↯💔😔
⇦درداتــــــــو…💔😔
⇦ عشقتــــــو ..💔😔
⇦احســاستــو …💔😔
⇦دلتنگـــــیتو …💔😔
⇦فقط و فقط بنویسی و بس ….

 

حــــــالم خوبــه
فقـط شبـــابا قـ💊ـرص
میخـــوابم
صبح با گـــریه از خـواب مـیپرم💔

 

آنقــــَــــدَر بِــــــــه روزهای تــــَلخْ عــــــادت
کــــــــــَــردِه اَم…😭
کـــــــِه هـــــَــر وَقت میــــــخَندَم”قــــــــَـــلبـــــَم”تــــیــــر میــــــکِشَد…!💔

ﺧﺴﺘـــﻪ ﺷــﺪﻡ ….
ﺍﺯ ﺑﺲ ﺁﺭﺯﻭ ﮐـﺮﺩﻡ ؛😔
ﻭ ﺩﯾـﮕـﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺭﺳﯿـﺪﻧـﺪ … !!!

 

من كه با ياد تو
دنيا را فرامُش كرده ام
از مروت نيست
از خاطر به دَر كردن مرا

 

چشمی به رهت
دوخته‌ام باز که شاید
بازآیی وبرهانی‌ام
از چشم به راهی …!

 

چه تحمل سختى ست
دوست داشتن كسى
كه هيچ وقت نداريش
و سخت تر از آن
حال خرابى ست
كه هيچ كس نمى فهمدش

 

من اما “دوست داشتنَت” را با خودم به گور نمیبرم؛
میگذارمَش روی قبرم ..
بالایَش هم مینویسَم:
“ما را اندوه کُشت .. اندوهِ همین چند حرفِ ناقابل”

 

چه “شب ها” بی ثمر
تا صبح بیداری
و او هرگز نمیداند
چه احوال بدی داری …

 

لابه‌لای این همه خنده
بغض های ممتدی دارم
به سکوت هجو این خونه
احتیاج مبرمی دارم
واسه دست کشیدن از قلبم
ادعای محکمی دارم
تلخه باورش برام اما
اخرش مرگ مبهمی دارم

 

دلم گرفته برایت… مگر نمی دانی !
چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

 

ساده لباس بپوش !!!
ساده راه برو !!!
ولۍ در برخورد با دیگران
ساده نباش !!!
زیرا سادگیت را نشانہ میگیرند
براۍ در هم شڪستن غرورت

 

من مث عاقلی که دنبال پل بود از روی رود رد بشه نبودم
من دیوانه بودم بی مهابا از رودخانه رد شدم
جفتمون به هدف رسیدیم ولی با این تفاوت اون چیزیش نشد ولی منو رود با خودش برد

 

زِندِگیـ ……..

بِهمــ یآد داد ……💔

مُنتَظـِرِ حَملِـہ ے…….💔

اِحتِمآلے کَسے بآشَمــ ……🚶

کهـ بهِشــ خِیلیـ خوبے کَردَمــ…..

 

نہ سنگــــــ دِلــَـم

نہ بــــے رَحمــَم

نـــہ ڪینــه ایــَم

فقطـ یہ سرےچیـزا هسـت ڪـه

بخشیـدنــے نیسـت؛

هَمیــــن

 

خیلی حسه بدیه دلت پر باشه نه بتونی گریه کنی و نه با کسی حرف بزنی

 

+ديشب برگشت
-جدى؟!چى گفت؟!
+گفت اومدم كه بمونم
-واى بالاخره اومد تو چيكار كردى؟!
+رفتم سمتش كه بغلش كنم
-بعد چى شد؟
+از خواب پريدم (: {💔}

 

نگا بِ ظاهِر آرومم‌ نَکن اسید
هم‌ شبیه آب مَعدنیه

 

اﮔــﻪ ﺩﯾــﺪﯼ

من ﺗــﺎ ﺻُﺒــﺢ ﺑﯿــﺪﺍﺭم

ﻧَﮕــــــــﻮ ﻫَﻤَـــﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﭼَﺘـــ ﻣﯿﮑُﻨــه

ﺑِﮕـــﻮ ﺷﺎﯾَـــﺪ غمـــﺎﺵ

ﻧِﻤﯿـــﺬﺍﺭَﻥ ﺑِﺨــﻮﺍﺑـه

 

امان از روزي که بشيني و با خودت بگي ,منم يه زماني خيلي ميخنديدم ..

 

گـذشـت زمـان

ڪسـی رو عـوض نـمـیـڪنـه

فـقــط بهـــت یــاد میــده ڪه آدم هـا

همـــیشـــه اونـــے ڪه

تـــو فکــــر مـیڪنی نیـــسـتـن

 

  شب از نیمه که بگذرد

کارهای زیادی هست که باید انجام بدهم

مثلا مسواک بزنم

ساعتم‌ را برای صبح فردا کوک کنم

بعد

تا می‌ توانم

دلتنگت شوم

 

گاهی “مرگ”

قصد کشتن ندارد

نامش میشود

“دلتنگی”…!

 

دلتنگی
خوشه انگور سیاه است …
لگد کوبش کن ….
لگد کوبش کن …
بگذار ساعتی سر بسته بماند …
مستت می کند اندوه …

 

صبحانه:غم
ناهار:جنون
غصه شام من!
دیدی چه قدر بی تو جهان شد به کام ِمن؟!

 

این روزها غرق سكوتم…
سكوتي برگرفته از تنهایي…
سكوتي كه در پشت فریادهاي بي صدایم است
دلگیرم از خـودم ، از سكوتي كه نمیشكند…
از لباني كه نمي خندند ، و از چشماني كه بي روح شده اند…

این روزها آسمان خاكستري است…!!!

 

امشب
کفش های شعرم
تنگ است
پای احساسم را
می زند
چگونه
راه شب را طی کنم

 

‌جمعه هم
روزِ بی آزاری بود
اگر هنوز نرفته بودی … !

 

  می شنوی ؟

اینجا صدایِ بی تفاوتی ها همه جا را پر کرده است

اینجا انگار کسی محضِ رضایِ عشق نمی گوید

دوستت دارم .. !

 

قاب عکست را
در ایوان آویزان کرده ام
هر روز صبح پنجره را
رو به خوشبختی باز میکنم
و
تو از دور برایم دست تکان میدهی

 

دلم
به عظمت باران برایت دلتنگی
میکند!
امشب عجیب….
بی تو میمیرم..

 

از پارک ها دلگیرم،
نیمکت یک نفره ندارند!
نمی دانند…
این شهر…
بیشتر از آنکه عشق های…
به هم رسیده داشته باشد…
تنهای رها شده دارد…

 

سخت است گلدان باشی

برای گلی که مصنوعی ست

 

“تو نیستی و هراسی در دلم افتاده”

حال مادر لالی را دارم که که کودکش را در انبوه جمعیت گم کرده است !

 

دلم آسمان می شود به شوق تپیدنی از ستاره وجودت

اما کاش میان تمام ستارگان , “سهیل” نبودی !

 

بعضی دردها
واس سن و سالمون بزرگه …

 

جهان نقاشي شده با رنگ هايي از جنس دروغ…!!

 

از هركس بپرسى از چى متنفرى؟

سريع ميگه دروغ!

همگى از دروغ متنفريم
منتها از دروغ طرف مقابل…!

دروغ خودمون كه مصلحتیه!!!

 

من و دنیا همدیگر و رنگ میکنیم من با مداد سیاه
دنیا با مداد سفید !
من روز های اونو
اون موهای منو

#شاملو

خیلی وقتا تو زندگیمون،تاوان با معرفت بودنمون رو میدیم

 

هرجاکه هستی به آسمان نگاه کن! آرامم میکند اینکه آسمانمان یکیست.

‏دلم واسه روزای اول آدما و اون تصوری که ازشون دارم تنگ میشه.

این روزها تو به بودنش فکر میکنی و من به نبودنت!‏

سوال اینه که چجوری زندگی کنیم؟ چجوری زندگی کنیم که بتونیم تو آیینه به چشم های خودمون نگاه کنیم…!

آمدی بشنوی، بمانی…
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سالهاست دیگر کسی از لب هایم نشیده است:
” دوستت دارم ”

من دیوانه نیستم
فقط
فقط طوری ک دیگران نمیتوانند تو را دوست دارم..

آدمـ یهو غصه اش میگیره از
این همه حجمِ تباه شدنِ آرزوها

حوصله ات که سر میرود، با دلم بازی نکن ….من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام!

همیشه که باشی، خسته می شوند

مردمانی که اگر نباشی، می گویند :بی معرفتی…

‏خیلی بده از آدما چیزی رو بدونی که اونا نمیدونن تو دربارشون میدونی …!

وقتی قراره که من برات نقش زاپاس رو بازی کنم .ازم انتظار نداشته باش که دعایی غیراز پنچر شدنت ،برات بکنم !

بدهکاریم به یکدیگر و به تمام “دوستت دارم” های نگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماندند

ما انها را بلعیدیم تا نشان دهیم منطقی هستیم…

جایِ خالیِ بعضی آدما
تو زندگیمون پُر نمیشه زخم میشه 🙁

یا مرا با خود ببر آنجا که هستی

یا بیا!

خدا کند به کسی چون خودت دچار شوی!
که بی قرار نباشد؛ که بی قرار شوی….

دلم گاهي مي گيرد
گاهي مي سوزد
گاهي تنگ ميشود
و حتي گاهي…گاهي نه، خیلی وقتها می شکند، اما هنوز می تپد!! با همین دل بیادتم.

‏بهترین سالهای زندگیت چه‌کار کردی؟
به انتظار بهترین سالهای زندگیم نشستم..

آه که چقدر بد است.
به این خوبی ها, تمام کردن کسی که
قرار بود “هنوز ها” تمام نشود…

‏آخرش تو رابطه هامون به این نتیجه میرسیم که دوست داشتن لازم هست ولی کافی نیست…

همیشه فرصتی برای «شروع كردن» می توان يافت،
در حالی که ما اکثر اوقات به « تمام کردن» فکر می کنیم…!

‏آنها دروغگو هستند
و می‌دانند که دروغگو هستند
و می‌دانند که می‌دانیم که دروغگویند
و با این وجود
با صدای بلند دروغ می‌گویند!

مشكل اينه اون تلاش نمیكنه و بعداً هم فقط حرف اينكه پشيمونه به گوشمون میرسه بعداً ديگه هيچى اهميت نداره …!

‏هیچکس متوجه نمیشه بعضیا چه عذابی میکشن تا خونسرد بنظر بیان!

شاید خدا یادش رفت روی جعبه ای ک مارا فرستاد بنویسد در آغوش گرم نگه داری شود!!

افسوس به خاطر تمام لحظه هایی که می توانستی “مرهمم” باشی نه “دردم”…

‏حالا بماند که همیشه نردبون واسه بالا رفتنتون بودیم ولی کاش وقتی رفتین بالا با لگد نردبونو پرت نکنید

وقتی کسی رو دوس داشته باشی
دیگه به اون بستگی داری،
به حرفاش به خنده هاش به گریه هاش،
به بودنش
به بودنش
به بودنش….:))

بااينكه همیشه درحوالي چشمم،ندارمت..
اماهمیشه دركنج دلم
دوست میدارمت…

بازمانده و وامانده این خویشتنم

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ

صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ

شده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟

یه جا نوشته بود

وقتی کسی داره

با تمام وجود نصیحتت می کنه

مخاطبش تو اون لحظه تو نیستی

خودش در گذشتشه…

گاهی دلم می خواد

به سبک وحشی بافقی به دنیا بگم:

ما را چه بی گناه گرفتار کرده ای…

 

دلگیرم و دلتنگم و دلسرد و دل آشوب

فرمانده ی شرمنده ی یک لشگر مغلوب…

 

همه چیو سخت گرفتی جز دستام

  

خوابدیدم ما را بریدند

وبه کارخانه ی چوب بری بردند

آن که عاشق بود، پنجره شد

آن که بی رحم بود و چوبه ی دار

از من اما دری ساختند برای گذشتن…

توی فیلم فارست گامپ، یه دیالوگ  غم انگیز بود، می گفت:

چرا منو دوست نداری؟! من آدم باهوشی نیستم

اما میدونم عشق چیه

میفهمم منو دوس نداری…

جز مرگ، مرا نیست دوا…

مردن فقط با مرگ اتفاق نمی افتد

مردن گاهی همین زندگیست

که نه تمام می شود

نه شروع…

میگن توی جهنم هم یکی میاد

میگه دوستت دارم و میره!

 

بعد از مرحله دیگه خوشحال نشدن

یه مرحله دیگه هم هست به اسم دیگه ناراحت نشدن

که خسته ها میرسن به این مرحله

هیچی بدتر از ناامیدی نیست،

هیچی هم به اندازه امید خطرناک نیست…

 

هرشب دلم بهانه تو

هیچ بگذریم

امشب دلم دوباره تو را

هیچ شب بخیر…

مادربزرگم آخر همه ی تلفن هایش می گفت:

کاری نداشتم که!

زنگ زده بودم صداتون را بشنوم

ما هم که جوان و جاهل،

چه می دانستیم صدا با دل آدم چه می کند…

گاهی سراغم را بگیر
حالم را بپرس
نگذار فکر کنم
چه پیش پا افتاده بودم
که بعد از آن همه
خاطره
فراموش شدم …!!

قانون احتمالات را دوست دارم

همیشه ممکن است

اتفاق غیرمنتظره ای بیفتد !

چیزی شبیه برگشتن تو …

اگر برای ابد

هوای دیدن تو

نیفتد از سر من

چه کنم ؟

زِ عشقت بند بندِ

این دل دیوانه می لرزد …!

خرابم می کنی اما …!

خرابی با تو می ارزد

باید بروم …

دلتنگ که شدی

گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس

من، یک روز که خیلی دلتنگت بودم

دلم را همانجا خاک کردم …

بعدِ تو

با هر غـروبی

بی قراری میکنم

می نشینم با نبودت !

جـمعه داری میکنم

آخرش خودنی و خدات

همه میرن جز اون بالا سری

چـتـرتــــ را بگــــیر . . .
چشــــــــــم های من . . .
بزرگ شده ی بارانند . .

لــبــخــنــد بـــزن…!
عـــکــاس مـــدام ایــن جــمـــلــه را تــکـــرار مـــی کــنـــد…
اصـــلا بــرایـــش مـــهـــم نــیـــســـت،کـــه در وجـــودتــ…
حــتـــی یـــک بــهــانــه بــرای لــبــخــنـــد نــیـــســـتــــ…

آدم های خوب نـه خاطره انـد نـه تاریـخ
بلکه حقیقت روزگارنـد…

اینکه می گویند
راه باز است و جاده دراز
یعنی راه رفتن باز است
اما جاده ی جبران دراز…

اى كاش به عقب بر مى گشتم

گاهی فرار میکنم

از فکر کردن به تو

مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم …!

 

نه هوا سرد نیست

سرمای کلامت دیوانه ام می کند

بی رحم ! شوق نگاهم را ندیدی؟

تمام من به شوق دیدنت پر میکشید

ولی همان نگاه بی تفاوتت

برای زمین گیر شدنم کافی بود

همه جا هستی

در نوشته هایم

در خیالم

در دنیایم

تنها جایی که باید باشی و ندارمت، کنارم است

آهای کافه چی از ما که گذشت

اما هر که تنها آمد اینجا، نپرس چه میل داری

تلخ ترین قهوه ی دنیا را برایش بریز

آدمهای تنها مِزاج شان به تلخی ها عادت دارد

 

نه پیغامی و پسغامی، راحت بردی از یادم

نه حتی نامه‌ ای … شعری، برایِ من فرستادی

حقیقت زهر تلخی شد که آگاهانه نوشیدم

از این تلخ‌ ترم باشی، همان شیرینِ فرهادی

 

خدا تقصیری ندارد

این روزها

همه ی باران های دنیا

در دل ما آدم ها می بارد

 

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالهاست که از دیده من رفتی

لیک، دلم از مهر تو آکنده هنوز

تو بنويس…..
بنويس از دلتنگي هايت, از دردهايت,
از هرچه دلت مي گويد بنويس…..
دلتنگي ات را با جان و دل مي چشم!

دلـــم چـِـه کــودکــانــه بَهــانــه ی تــو را میگیـــرد،
امـــا تــو بـــزرگـــانــه بِــه دِل نگیـــر…
فقـــط بگــــو : کــــودکـــ استـــ، نـِـمی فهمــد…

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…

دیشب با تنهایی ام مچ انداختم ، باختم!
نمی دانی این روزها چقدر زورش زیاد شده است …

همه هیچ اند

اگر یار موافق باشد

ناگهان دلت می ‌گیرد

از فاصله بین

آنچه می ‌خواستی

و آنچه که هستی

مدارا می‌ کنم با درد

چون درمان نمی‌ یابم

تحمل می‌ کنم با زخم

چون مرهم نمی‌ بینم

گفتنی نیست

ولی بی تو

کماکان در من نفسی هست

دلی هست

ولی جانی نیست

از آدمهای شهر بیزارم

چون با یکیشون خاطره دارم

دیگر دارم مطمئن می شوم

آلزایمر گرفته ام !

تو هیچ وقت دیر نمی رسیدی

من گم شده ام …

غمگينم خودم را بغل گرفته ام
و شانه هايم چون گهواره ی كودكی
گريان تكان تكان می‌خورد!
غمگينم و ميدانم هيچ پرنده ای
روی شاخه های لرزان يك درخت
لانه نخواهد ساخت …

 

گاهی گمان میکنم
من همانم که
هیچ مکانی هیچ آغوشی
به اندازه ی دلتنگی ها و
تنهایی هایم جا ندارد…

 

زخمی اگر بر قلب بنشیند،
تو نه می‌توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می‌توانی قلبت را دور بیندازی
زخم تکه‌ای از قلب توست !
قلبت را چگونه دور می‌اندازی

 

اگر سقوط بهای بلند پروازیست
پرنده ی دل من بی سبب زمین خورده است

 

با بار غمی که روی دوشم مانده ست
بر کوه اگر تکیه کنم می ریزد

 

میدونے؟

مـن عـ ــ ـاشق شبام…

یهو همہ میــرن…

ڪسے ڪنارت نمیمونہ…

فقط خودت میمونے و آهنگاے لعنتے…

فقط خودت میمونے و اشڪات…

تنهاے تنـ ــ ــ ــها…

یهو میبینے…

عع!!صبــ ــ ـــ ــح شده😔

 

گاهی دلم می خواهد
بگذارم بروم بی هرچه آشنا
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام …

 

سکوت می کنی
فریاد زمانم را نمی شنوی
یک روز من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولین بار
مفهوم “دیر شدن” را خواهی فهمید…

 

“تو”
شبیه هیچکسی نبودی
که من
هیچکسی را
شبیه “تو”
نخواسته ام …!

 

تنهایی….

قشنگترین وبی منت ترین حس دنیاست

چون برای داشتنش

نیاز به هیچکس نداری…

 

#از این دنیای بیهوده

#چنان دل سرد و دل گیرم

#کہ روز مُردن خود را

#بہ شادی جشن میگیرم…

 

باید خیانت ڪنے …………..!!
تا دیوونه ات باشن …!!
باید دروغ بگے ……..!!
تا همیشہتو فڪرت باشن…!!
باید ھے رنگ عوض ڪنے ……!!
تا دوست داشتہ باشن …!!
اگہ ساده اے ……!!
اگہ با وفایے
همیشہ تنهایے ؛همیشہ✌️😔

 

ڪیلومتــــــــرها حــــــرف دارم
امــــــــا

درسکــــــوت
رڪــورد همــه راشڪستــــه ام

من به قلبـــم قـــول دادم ڪه
#تنهـــــــاے

#تنهــــــــــا
خودم بــه پایــــش بســـــوزم

 

‏غم 😔
میکُشد ما را
تو میدانی
دل میکِشد
ما را به ویرانی.. 💔

 

همیشـــــہ ۰۰۰😭

زیبا ترین ارزو هــــا

دست نیافتنی هستند😔

بهترین روزهــــا

گذرا هستند 😔

و فقط تنهــــــایی است ڪہ

روز بہ روز وابستہ ات میشود

 

⇍آدمــها را نبایــد بخشیــد

⇍تا اگــہ روزے بخشیدیشــون

⇍رو حساب شعورت بذارن

⇍ نــہ رو حساب احمق بودنت

دلم تنگ است برای کسی که…😔
نمیشود…😔
او را خواست!!!💔😔
نمیشود…
او را داشت!!!😔💔
فقط میشود سخت برای او
دلتنگ شد…😔
و درحسرت آغوشش سوخت

 

یڪے بیاید خاطراتم را قانع کند

ڪہ او دیگر رفتہ .

دلم حرف مرا باور نـدارد .